مرتضى راوندى

337

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )

خاكروبه و كثافات شهربا ناتميزيهاى بيشمار ديگر مىآميزد و وضع غير قابل تصورى ايجاد مىكند . لاشهء حيوانات سقط شده را بدون مانع و پروا ، وسط كوچه و بازار مىاندازند . خون حيوانات را در هر كوى و برزن مىريزند . باور نكردنى اين‌كه اشخاص مميز و بالغ هر جا كه دلشان بخواهد براى رفع حاجت مىنشينند . نميدانم به چه علت بوده كه يكى از نويسندگان ايتاليايى ما شهر اصفهان را با شهر زيباى « پالرم » مقايسه نموده . همهء خانه‌ها گلى است ، فقط تعدادى آجر در آن به كار رفته است . دستمزد بنا ، روزانه ، چهل شاهى و دستمزد كارگر ، روزانه ، 20 شاهى است . » « 1 » شهر اصفهان در دوران فرمانروايى نادر نيز از نعمت امنيت و آرامش برخوردار نبود . جونس هنوى مىنويسد : نادر در سالهاى آخر سلطنت از فرط كار و خستگى ، به تندمزاجى مبتلا شده بود و نسبت به رنج و عذاب بشر بىاعتنا بود « در مدت اقامت خود در اصفهان ، مرتكب وحشيگريهايى شد كه سابقا از خود ، نشان نداده بود . اين شهر قديمى كه مدتها بعنوان بهشت ايران محسوب مىشد ، مانند ساير شهرهاى ايران ، از عواقب حملات بيگانگان و جنگ داخلى بىنصيب نمانده بود . استبداد و ظلم نادر نيز باعث ازدياد خرابى آن شد ؛ زيرا وى بر مردم اصفهان و حوالى آن مالياتهاى سنگين بست و عدهء زيادى از اهالى را بقتل رسانيد ؛ جزء اين عده ، گروهى از بازرگانان هندى و ارمنى بودند كه به امر نادر ، زنده‌زنده ، در آتش افكنده شدند . علت اين عمل وحشيانه آن بود كه مىگفتند اين گروه زين اسبى را كه متعلق به شاه سلطان حسين بود خريده و مرواريدهاى آن را بدون آنكه به نادر اطلاع دهند بريده بودند . اين قضيه اگر هم صحت داشته باشد ، نبايد دليل آن وحشيگرى شده باشد . » « 2 » شهر اصفهان از نظر شاردن : شاردن مىنويسد : تصور مىكنم ، اصفهان به اندازهء لندن سكنه دارد كه پرجمعيت‌ترين شهرهاى اروپاست و هميشه در بازار به حدى جمعيت است كه اشخاصى كه سواره حركت مىكنند ، براى شكافتن جمعيت و راه باز نمودن ، جهت عبور يك نفر را پيشاپيش ، مأمور شكافتن جمعيت مىكنند زنهاى طبقات متوسط و ممتاز غالبا در خانه‌هاى خود زندانى هستند در حالىكه زنان وابسته به مردم فقير ، براى انجام كارهاى مختلف ، در كوى و برزن ديده مىشوند . در دورهء سه سلسله از سلاطين ايران ، اصفهان خيلى آباد و مهم بود : اول در دورهء آل بويه ، دوم در دورهء سلاطين سلاجقه ، سوم در زمان صفويه و از آنها يادگارهايى در اين شهر باقى است . « 3 » شاردن ، سياح و بازرگان فرانسوى ، دربارهء كاشان مىنويسد : « شهر كاشان در يك دشت وسيع ، واقع است كه در ازاى آن يك فرسنگ و پهنايش ربع فرسنگ مىباشد . با روى شهر ، داراى ديوار مضاعفى است كه مجهز به برجهاى مدور قديمى مىباشد ، و پنج دروازه دارد به نام

--> ( 1 ) . جملى كاررى ، سفرنامهء كاررى . ترجمهء عباس نخجوانى - عبد العلى كارنگ ، ص 64 - 62 ( به اختصار ) . ( 2 ) . جونس هنوى ، زندگى نادر شاه . ترجمهء اسماعيل دولتشاهى ، ص 310 . ( 3 ) . نديم الملك اصفهانى ، تاريخ مختصر اصفهان . به نقل از : فرهنگ ايران‌زمين . ج 12 ، ص 157 .